من عاشق زمستانمعاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه میروی که سر نخوریکه گونه هایت از سرما سرخ شده استسر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ایدستهایت در جیبت به هم مچاله شدهمعصومانه به زمین خیره ایچقدر دوست داشتنی شده ایحرفم را پس میگیرممن عاشق زمستان نیستمعاشق تو ام!تولدت مبارک
من عاشق زمستانم عاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه میروی که سر نخوری که گونه هایت از سرما سرخ شده است سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای دستهایت در جیبت به هم مچاله شده معصومانه به زمین خیره ای چقدر دوست داشتنی شده ای حرفم را پس میگیرم من عاشق زمستان نیستم عاشق تو ام! تولدت مبارک
با تو ام ای کهنه رفیق! یاد ایام قشنگی که گذشت کنج قلبم گرم است! آرزویم همه سرسبزی توست تن تو سالم و روحت شاداب آنچه شایسته ی توست خواهانم روزگارت خوش باد